جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

732

تحفة الملوك ( فارسى )

ايضا گمراه و حريص بر جمع مال و متاع دنيا نمىشود ؛ چون‌كه اين خصلت رذيله ايضا از طول أمل ، كه منافى سفر و سياحت است ، ناشى مىگردد . و هم‌چنين و بر اين قياس ، فوايد و منافعى كه همگى آن‌ها ايضا در نزد ارباب عقل و اهل فهم معلوم و مشاهد و محسوس است ، قطع نظر از سفرهايى كه از شدّت مصلحت و كثرت فوايد و منافع آن‌ها ، در شريعت ، واجب يا مندوب گردانيده شده است ؛ از قبيل سفر حج و عمره و جهاد و زيارات و فرار نمودن از مشوّشات و مهلكات ؛ مثل فرار از قحط و طاعون و و با و مهلكه‌هايى كه در وطن از براى اين‌كس برپا داشته مىشود از حب جاه و رياست و حرص بر جمع اموال و مستور شدن عيوب نفس و مغرور شدن آن و قانع شدن به ادنى كمال و اندك فضيلتى از فضايل نفس ، چون‌كه اكمل و افضل از خود را نديده ، بلكه نشنيده است ، خصوصا در اين زمان‌ها و خصوصا از براى عالم و طالبان علم ، و از قبيل هجرت از بلاد كفر و هر بلدى كه دين‌دارى و اقامهء شعائر اللّه در آن نمىشود كه فرمودهء قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها « 1 » اشاره به آن است و امثال اين‌ها . و در احاديث وارد شده است كه « البلاد بلاد اللّه و الخلق عباده فاىّ موضع رأيت فيه السلامة فاقم و احمد اللّه » « 2 » ، يعنى شهرها شهرهاى خدا است و خلايق بنده‌هاى خداوندند ، پس هر موضعى و بلدى كه ببينى در آن سلامت بدن و دين خود را پس در آن‌جا اقامه بنما و حمد بنما خدا را . پس هر وقت كه سفر نمودن ، مشتمل بر مثل اين فوايد و مصالح نباشد هرآينه سفر كردن از آثار عقل و از حكم عقل نمىباشد و از آثار جهل است هرچند كه متضمن مفاسد مذكوره ايضا نباشد . و در اين صورت ، اقامه نمودن ارجح و اولى و انسب است و هر وقت كه مشتمل بر فوايد مذكوره باشد هر آينه سفر نمودن از آثار و از حكم عقل است و سفر نمودن ارجح و اليق است ، هرچند كه متضمن مفاسد مذكوره بوده باشد . پس در هر وقت كه سفر را اختيار نمود بايد كه آداب و آثار عقلانيه را در سفر خود

--> ( 1 ) . نساء : 97 . ( 2 ) . مسند احمد ، ج 1 ، ص 350 ، رقم 1420 ؛ كشف الخفا ، ج 1 ، ص 342 ، رقم 924 ؛ مجمع الزوائد ، ج 4 ، ص 72 ؛ إتحاف السادة المتّقين ، ج 4 ، ص 287 و احياء علوم ، ج 1 ، ص 244 ؛ حديث چنين است : « البلاد بلاد اللّه عزّ و جلّ و الخلق عباده فأىّ موضع رأيت فيه رفقا فأقم و احمد اللّه تعالى » .